روحانی‌نیوز
پایگاه انعکاس اخبار دولت تدبیر ‌و‌ امید در وب فارسی
کدخبر: 497
سرویس: یادداشت و تحلیل
تاریخ: شنبه، 1 تیر 1392 - 20:04
 
   
محمد خوش چهره:
رئیس جمهور اعتدال

در شرایط کنونی فارغ از مباحث جناحی و گروهی، بر تمامی‌ عقلا و روشنفکران لازم است که در سایه منافع ملی دولت جدید را در صحنه‌های مختلف یاری رسانده و طرد و نهی‌ها را کنار گذارده و همسویی و همکاری را افزایش دهند.

برخی این روزها درصدد بررسی علل شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 هستند. باید توجه داشته باشیم که این رویکرد که یک پدیده ملی را محدود به‌جناح یا تفکر خاص جناحی کنیم، رویکردی اشتباه است. از این رو من نه تنها با کاربرد واژه شکست برای اصولگرایی و اصولگرایان پرهیز دارم، بلکه بر این باورم که انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری ایران موجب شکست یا پیروزی یک جریان یا جناح خاص نشد. در روزها و ماه‌های قبل از انتخابات، از منظر برخی گروه‌ها و مسئولان کشور انکثار و ترک در مشارکت و حضور مردم در انتخابات به دغدغه اصلی مبدل شده بود و آنها نگران مشارکت پایین مردم در انتخابات این دوره بودند. نامگذاری امسال به سال حماسه سیاسی و اقتصادی را نیز برخی تحلیلگران نشات گرفته از همین نگرانی می‌دانستند. اما مشارکت بالای هفتار درصدی مردم ایران در انتخابات بیست و چهارم خرداد نه تنها شگفتی بسیاری از آنهایی را که دغدغه مشارکت محدود مردم را داشتند به‌دنبال داشت بلکه موجب اعتراف برخی از منتقدان نظام در جای‌جای جهان نیز شد.

پرداختن به موضوعاتی چون علل شکست اصولگرایان در انتخابات 92 بیش از آنکه جنبه تحلیلی و محتوایی داشته باشد، ژورنالیستی و عامیانه است. بر این اساس ما نیز باید زاویه و نوع نگاه‌مان به مساله را از حالت بخشی و درون‌‌بخشی خارج کنیم و با نگرشی سطحی و عامیانه به‌دنبال شکست‌خوردگان انتخابات نباشیم چراکه این امر نوعی محدود‌نگری را سبب می‌شود، گرچه بیان واقعیت در مورد کارکردهای بخشی از زیرمجموعه‌های نظام است. در حالی که برخی انتخابات اخیر را صحنه توفیق یک جناح خاص توصیف می‌کنند اما بارها و به وضوح این روزها شاهد بودیم که رئیس‌جمهور منتخب خود را منتسب به جریان اعتدال و میانه‌روی معرفی کرده و از هر نوع وابستگی یا جانبداری از جناح و تفکری خاص پرهیز داشته است. وی تلاش کرده ادبیات اعتدال را گسترش دهد و این یعنی جریانی پیروز انتخابات شده که نه حامی ‌افراط است و نه تفریط، نه راست و نه چپ، نه اصولگراست و نه اصلاح‌طلب. این ادبیات بی‌تردید مثبت است و جامعه را به سوی اعتدال ملی سوق می‌دهد. در اعتدال ملی عقلای جناح‌های مختلف برای حفظ منافع ملی کشور گردهم آمده و دست همکاری به یکدیگر می‌دهند. تعریف جریان معتدل، نفی افراط در هر جریان و غلبه عقلانیت و برتری عقلا بر متحجرین و افراط‌گرایان است. این را باید تفسیر جدیدی از شرایط جدید کشور بدانیم. اگر با این نوع نگاه به موضوع بپردازیم بی‌تردید خروجی بحث متفاوت از تحلیل بر مبنای دیدگاه‌های جناحی خواهد بود. طرح این سوال که علل شکست اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 چه بود، طرح بحث از زاویه جناحی است. در نگاه محدود جناحی بود که برخی تحلیلگران و بازیگران و بازیگردانان سیاسی تلاش کردند تا برای مردم خط‌مشی تعریف کرده و با چینش مهره‌ها با ملاحظه جناحی خود را مطرح سازند. این تفکر و تاکتیک و روش و برنامه بی‌تردید ناموفق بود و نتایج انتخابات هم این را نشان داد. بسیاری از این کج‌سلیقگی‌ها و کج‌فهمی‌ها که در فرآیند انتخاب از سوی برخی نهادهای قانونی و تصمیم‌گیری و سلایق و جریان‌های سیاسی صورت گرفت، در نهایت ‌بی نتیجه ماند و خروجی انتخابات بر خلاف بسیاری از تصورها بود. این امر نشان داد که بسیاری از بازیگران و بازیگردانان سیاسی در تحلیل و بینش سیاسی دچار مشکل هستند. بر این اساس من اگر از واژه شکست استفاده کنم، منظور شکست بینش‌و‌تلقی‌‌ای است که نوعی تمامیت‌خواهی و تفسیرهای انحرافی از فضا و جریان‌های سیاسی داشته است.

اما در‌خصوص کارکرد جناحی در کشورمان نیز باید به این نکته توجه داشت که بی‌تردید رئیس‌جمهور فعلی و دولت‌های نهم و دهم از ابتدا با شعارهای انقلابی و با عنوان اصولگرایی وارد صحنه شدند – که البته من شش سال پیش در سخنرانی میان طلاب قم مورد اشاره قرار دادم که باید بررسی شود که باور به اصولگرایی در این دولت واقعی است یا سطحی و مصادره‌ای- این موضوع باعث شد که نام اصولگرایی مورد انتقادهایی قرار گیرد. به بیان دیگر اگر تابلوی اصولگرایی با نام دولت‌های نهم و دهم عجین شده باشد، باید برای آن عدم توفیق را قائل بود چرا که حرکت مردم در انتخابات دوره یازدهم ریاست‌جمهوری «نه» آشکاری به عملکرد این دو دولت بود. علت اعلام این «نه» بزرگ مردم به دولت‌های نهم و دهم تحلیلی مجزا دارد؛ دولتی که با جریان انحرافی و خطاهای بنیادین در عرصه‌های مختلف به‌ویژه در اقتصاد فعالیت داشت، طبیعتا باید منتظر مواجهه با این برخورد مردم ‌بود. بررسی این مسائل که تا چه اندازه عملکرد این دولت ناشی از نوع بینش و تفکر خاص رئیس‌جمهور و اطرافیان او بود یا نتیجه عدم‌هدایت و کنترل یا حمایت و همکاری برخی دیگر، موضوع بحث نیست و تنها به‌عنوان نمونه اشاره می‌کنم که در دوره قبل، رئیس مجلس شورای اسلامی به‌عنوان یکی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری تلاش داشتند که رویه و عملکرد دولت نهم را با روش و بیان خاص خود نقد کند، اما در عمل وقتی رئیس قوه‌مقننه شدند با سکوت یا عدم‌استفاده از ابزارهای قانونی خود در نظارت و کنترل برخی عملکردهای دولت، زمینه را برای این دولت در مسیر پیش گرفته، فراهم ساختند.

نحوه تعامل اصولگرایان با دولت جدید

در شرایط کنونی فارغ از مباحث جناحی و گروهی، بر تمامی‌ عقلا و روشنفکران لازم است که در سایه منافع ملی دولت جدید را در صحنه‌های مختلف یاری رسانده و طرد و نهی‌ها را کنار گذارده و همسویی و همکاری را افزایش دهند، چرا که تنها در این صورت می‌توان مانع از تسلط جریان افراط و نفوذ افراطیون از هر جناح و گروهی به ساختار تصمیم‌گیری کشور شد. این در حالی است که رئیس‌جمهور منتخب ملت ایران مشی اعتدال و میانه را مورد توجه قرار داده و در شعارهای انتخاباتی خود بر پرهیز از افراط و تفریط و تاکید بر عقلانیت اصرار داشته است. بر‌اساس گفته‌های مکرر آقای روحانی، در کابینه دولت یازدهم از عناصر اصولگرا و اصلاح‌طلب معتدل و شایسته دعوت به همکاری خواهد شد. این روندی مثبت است و چشم‌اندازی روشن را پیش روی کشور می‌گستراند. امید آن می‌رود که شایسته‌سالاری و میانه‌روی تا پایان دوره قانونی دولت جدید همواره به‌عنوان مطالبه سیاسی و اجتماعی، قویا مطرح شود. بر این اساس با حضور از این زاویه و کمک به نظام تصمیم‌گیری دولت باید تلاش شود که دولتی با حفظ منافع و ارزش‌های ملی آغاز به کار کرده و با موفقیت دوران خود را به اتمام برساند.